-
طاقت بیار رفیق
سهشنبه 13 مردادماه سال 1388 08:57
قانون راز می گه وقتی تو چیزی را می خواهی و مداوم به اون فکر می کنی وقتی با ذهنی مثبت برای رسیدن به اون تلاش می کنی آخرش به هدفت می رسی پائولو کوییلو می گه لحظه رسیدن خیلی مهمه اونجا دقیقا همون جاییه که کائنات روبروت می ایستند و در زمانی که داری به هدفت دست می یابی ازت دورش می کنند اینجاست که غالب افراد از هدفشون دست...
-
عبرت تاریخ : از دادگاه گالیله تا تادادگاه اصلاح طلبان
دوشنبه 12 مردادماه سال 1388 11:32
وقتی گالیله را برای استغفار « کلیسا پسند»!! به محاکمه می بردند ، تمامی پیروان و شاگردانش با دلهره و اضطراب در پشت درب های بسته مدتها به انتظار صف کشیده بودند که استادشان و بزرگشان ، رهبر فکری شان علی رغم فشارهای طاقت فرسای ارشادی! داخل دادگاه سربلند و سرافراز ، با گامهای استوار پای به بیرون نهد و بگوید... زمین هنوز می...
-
مالنا فیلمی برای تمام فصول
یکشنبه 11 مردادماه سال 1388 14:33
درباره فیلم: فیلم مالنا محصول سال 2000 است. کارگردان این فیلم جوزپه تورناتوره معروف ایتالیایی (برنده جایزه اسکار برای فیلم سینما پارادیزو) است و بازیگران اصلی این فیلم مونیکا بلوچی و جوزپه سالفارو هستند. این فیلم به بررسی مشکلات زندگی مردم ایتالیا در خلال جنگ جهانی و همچنین به بررسی بحران های دوره نوجوانی یک پسر می...
-
اوشو سلطان عشق
سهشنبه 6 مردادماه سال 1388 18:36
عشق ازدیدگاه اوشو هر گاه از غرور آکنده باشی عشق ناپدید می شود هر گاه عشق بورزی آنگاه بالغ شده ای کودک از جنس عشق ساخته شده است به هر چه عشق بورزی همان می شوی عشق هیچ مرگ نمی شناسد زبان قادر به وصف عشق نیست چون انسان عشق می ورزد پس خدا هست شناخت عشق شناخت خدا است عشق در نیستی خانه دارد همه انسانها عاشق به دنیا می آیند...
-
نذری هم نذری های قدیم
سهشنبه 6 مردادماه سال 1388 18:13
همه ما ایرانی ها با نذری از انواع مختلف آشنا هستیم : آش . سمنو . شله زرد . حلوا . پلو . .... تا پیتزای نذری هم خورده ایم. ولی تا به حال فکر کردیم که فلسفه اون چیه؟ امسال هم مثل سالهای پیش شب ولادت امام حسین نذری داشتیم . جالب این که پیشرفت ما جهان سومی ها حتی روی مراسم مذهبی مون هم چپگی اثر میزاره ! دیگه از چوب و آتیش...
-
رکاب بزن ...
شنبه 3 مردادماه سال 1388 17:56
زندگى کردن مثل دوچرخه سوارى است. آدم نمى افتد، مگر این که دست از رکاب زدن بردارد. اوایل، خداوند را فقط یک ناظر مى دیدم، چیزى شبیه قاضى دادگاه که همه عیب و ایرادهایم را ثبت میکند تا بعداً تک تک آنها را بهرخم بکشد. به این ترتیب، خداوند مى خواست به من بفهماند که من لایق بهشت رفتن هستم یا سزاوار جهنم. او همیشه حضور...
-
من یک جهان سومی هستم
شنبه 3 مردادماه سال 1388 17:20
بعضی سوختن ها جوری هستند که تو امروز میسوزی، اما فردا دردش را حس میکنی...داستان کیفیت زندگی و "رشد" آدمها در جاهایی که "جهان سوم" نامیده میشوند، مثل همین جور سوزش هاست ...از هر دوره که میگذری، میسوزی و در دوره بعد دردش را میفهمی... شادی ها و دغدغه های کودکی ما : در همان گوشه دنیا که "جهان...
-
احساس امروز من ... سپید
پنجشنبه 1 مردادماه سال 1388 11:45
زیبا ترین احساسی که بشر می تونه داشته باشه حسه آزادیه برای همینه که بزرگترین حوادثی که در طول تاریخ به وقوع پیوسته یا به خاطره بدست آوردن اون بوده و یا به خاطره گرفت اون از دیگران. من امروز یاد گرفتم که آزادیمو در اختیار کسی قرار ندم چون برای بدست آوردنش مجبورم به هر کاری دست بزنم امروز من آزادم و این احساس رنگش سپیده
-
احساس امروز من ... سبز
سهشنبه 30 تیرماه سال 1388 17:08
هر گاه مهر به شما اشاره کند دنبالش بروید . حتی اگر گذرگاهش سخت و ناهموار است . و وقتی بال هایش شما را در بر می گیرد اطاعت کنید . حتی اگر شمشیری که در میان پرهایش پنهان است شما را زخمی کند . و اگر با شما سخن گفت او را باور کنید . گر چه صدایش رویاهای شما را بر آشوبد چون باد شمال که باغ را ویران می کند . زیرا محبت در...
-
(تائو ت چینگ ) متنی فراسوی زمان
سهشنبه 30 تیرماه سال 1388 10:00
سال پیش وقتی مهربانترین دوستم کتاب تائو ت چینگ را به من پیشنهاد کرد تصوری جز متن اندیشمندانه و کهن که راهکارهایش در دالان های غبار گرفته تاریخ پوسیده است نداشتم. ولی حالا که ماهها با این کتاب کوچک زندگی کرده ام متنی یافته ام فراسوی زمان که درک برخی از قسمتهای آن در اعصار جدید نیز جای مکاشفه دارد. تائو ت چینگ یا دائو د...
-
احساس امروز من ... یاسی
یکشنبه 28 تیرماه سال 1388 13:12
دوباره تو کنارمی هوای بوسه با منه تمام آرزوی ما همین به هم رسیدنه دوباره تو سکوت من صدای خنده ساز شد شنیدن صدای تو برای من نیاز شد دوباره با نگاه من نگاه تو یکی شده دوباره از تو مردنم شبیه زندگی شده به هر دری که می زنی دوباره مقصدت منم دوباره می رسم به تو به هر دری که می زنم
-
آشی از سفره نامجو
چهارشنبه 24 تیرماه سال 1388 18:28
این ترانه رو از نامجو دوست دارم . فکر می کنم نخود لوبیای این آشش از دیگر کاراش پخته تره : عقاید نوکانتی از آن من شقایق نرماندی از آن تو حلاوت و بی صبری از آن من عشق پانزده سانتی از آن تو ماکارونی تمبر هندی از آن ما خیابان شهید قندی از آن ما قبری که بهش می خندی از آن ما ذکاوت و رندی از آن ما ...کوکوی دو شب مانده از ان...
-
پدیده ای از جنس نامجو
چهارشنبه 24 تیرماه سال 1388 18:20
محسن نامجو یک پدیده است. گذشت چند سال از ظهور او، چیزی از پدیده بودنش کم نمی کند. ساختار شکنی در موسیقی و تلفیق ریتم های موسیقی سنتی با ریتم های جاز و بلوز، استفاده از اشعار شعرای کلاسیک مثل حافظ و مولانا به سبکی غیر متعارف، که نظیر آن را قبلا از اسلاف او مانند گروه اوهام شنیده بودیم، و خواندن اشعار هجو و طنز آمیز و...
-
بی عدالتی
چهارشنبه 24 تیرماه سال 1388 17:59
با حکم قاضی شعبه 1083 دادگاه عمومی استان تهران؛ محسن نامجو به 5 سال حبس تعزیری محکوم شد . عزیزترین کس من نامجو رو دوست داره . آهنگاش درد دل اون هم هست . حالا هر دو تاشون توی زندونند. هم عزیز من هم خواننده مورد علاقش. نامجو حبسش تعزیریه و جرمشم اهانت به قرآنه ولی عزیز من حبسش اجباریه و جرمشم عاشق شدن چه بی عدالتم من
-
احساس امروز من ... آبی
سهشنبه 23 تیرماه سال 1388 07:47
روزی زیبایی و زشتی در ساحل دریای به هم رسیدند آن دو به هم گفتند: بیا در دریا شنا کنیم. برهنه شدند و در آب شنا کردند، و زمانی گذشت و زشتی به ساحل بازگشت و جامه های زیبایی را پوشید و رفت. زیبا نیز از دریا بیرون آمد و تن پوشش را نیافت، از برهنگی خویش شرم کرد و به ناچار لباس زشتی را پوشید و به راه خود رفت. تا این زمان...
-
فال امرو ز من
سهشنبه 23 تیرماه سال 1388 07:38
بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان دارد غبار خط بپوشانید خورشید رخش یا رب چو عاشق میشدم گفتم که بردم گوهر مقصود ز چشمت جان نشاید برد کز هر سو که میبینم چو دام طره افشاند ز گرد خاطر عشاق بیفشان جرعهای بر خاک و حال اهل دل بشنو چو در رویت بخندد گل مشو در دامش ای بلبل خدا را داد من بستان از او ای شحنه مجلس به فتراک ار...
-
احساس امروز من ... بی رنگ
دوشنبه 22 تیرماه سال 1388 17:47
-
فیلم بادبادک باز (۴)
دوشنبه 22 تیرماه سال 1388 17:03
انتقادهای من 1. تیتراژ: تیتراژ این فیلم گرچه ممکن است برای بخشی از مخاطبان عام جذاب و چشمنواز باشد، به لحاظ فنی دچار نقصهایی است و با در نظرگرفتن این نکته که مخاطبان اصلی آن مردم افغانستان است، بستر انتقادهای بیشتری میشود. نخستین انتقادی که بر این تیتراژ وارد است زبان نوشتاری آن است. تمامی اسامی و اطلاعات وارد شده...
-
فیلم بادبادک باز (۳)
دوشنبه 22 تیرماه سال 1388 08:05
تجزیه و تحلیل فیلم این فیلم نقدی است هنری بر قوم گرایی و نژادپرستی قومی در افغانستان، به خصوص تفکر پان پشتونیزم! از این رو، آنچه آن را درخور توجه کرده است تقابل دو فکر منسوب به جامعه افغانستان است. فکر نخست، تفکری است سنتی و متعصبانه برخاسته از رقابتهای سیاسی ریشه دار در تاریخ افغانستان که برای مشروعیت سلطه خویش و...
-
فیلم بادبادک باز (۲)
دوشنبه 22 تیرماه سال 1388 07:42
مشخصات فیلم: محصول 2007 هالیوود: کمپانی دریم ورکس و پارامونت وانتیج کارگردان: مارک فاستر، فیلمنامه:دیوید بنیوف (بر اساس رمانی با همین نام از خالد حسینی)، مدیر فیلمبرداری: روبرتو شافیر، تدوین: متچیس، موسیقی متن: آلبرتو ایگلسیاس، بازیگران: خالدعبدالله، زکریا ابراهیم، همایون ارشادی، احمدخان محمودزاده، علیدانش بختیاری،...
-
فیلم بادبادک باز (۱)
یکشنبه 21 تیرماه سال 1388 08:19
در مورد رمان بادبادکباز ، اثر جالب «خالد حسینی» قبلا برایتان نوشته بودم . آدم ، وقتی قرار است فیلمی را بعد از خواندنش بر روی پرده سینما میبیند ، همواره در حال مقایسه و سنجش وفاداری کارگردان و عوامل تیم به داستان اصلی فیلم و موفق بودن آنها در تصویرسازیهاست. شاید بشود گفت نخستین اقتباس سینمایی را از یک اثر ادبی ،...
-
احساس امروز من ... خاکستری
یکشنبه 21 تیرماه سال 1388 07:58
مرا چشمی است خون افشان ز دست آن کمان ابرو جهان بس فتنه خواهد دید از آن چشم و از آن ابرو غلام چشم آن ترکم که در خواب خوش و مستی نگارین گلشنش روی است و مشکین سایبان ابرو هلالی شد تنم زین غم که با طغرای ابرویش که باشد مه که بنماید ز طاق آسمان ابرو ...
-
احساس امروز من ... سیاه
شنبه 20 تیرماه سال 1388 11:51
الا ای آهوی وحشی کجایی مرا با توست چندین آشنایی دو تنها و دو سرگردان دو بی کس دد و دامت نهند از پیش و از پس بیا تا حال یکدیگر بدانیم مراد هم بجوییم ار توانیم که خواهد شد بگویید ای رفیقان رفیق بی کسان یار غریبان مگر خضر مبارک کی در آید؟ که این تنها بدان تنها رساند ...
-
بادبادک باز
شنبه 20 تیرماه سال 1388 11:40
رمان بادبادکباز کتابی بود که آن را با توصیه محبوب ترین دوستم تهیه کردم. واقعا پیشنهاد خوبی بود. خواندن رمانی با این کیفیت از نویسنده ای ناشناس و افغان، بیشک یک غافلگیری برای من بود. خالد حسینی در ۴ مارس ۱۹۶۵ در کابل به دنیا آمد. خانوادهاش اصلیت قزلباش داشتند. پدرش در وزارت امور خارجه کار میکرد و مادرش معلم فارسی...
-
یوسف گم گشته
چهارشنبه 17 تیرماه سال 1388 07:34
یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن چتر گل بر سرکشی ای مرغ خوش خوان غم مخور دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید هیچ راهی نیست که آن را نیست پایان غم مخور عالم از سیل فنا...
-
نقدی بر فیلم درباره الی ...
یکشنبه 14 تیرماه سال 1388 08:49
" همیشه یک پایان تلخ، بهتر از یه تلخی بیپایانه " تمام موضوع فیلم را میتوان در همین یک جمله یافت . انگار تمامی سکانسهای فیلم برای توضیح و نفسیر این جملهی کلیدی فیلم نمایش داده میشوند . براستی اگر ما در موقعیت انتخاب یکی از این دو برای دیگران قرار بگیریم چه خواهیم کرد؟ اصغر فرهادی، کارگردان فیلم در تمام...
-
اگر کوسه ها آدم بود ند
چهارشنبه 3 تیرماه سال 1388 11:59
اگر کوسه ها آدم بود ند توی دریا برای ماهی هاجعبه های محکمی می ساختند همه جور خوراکی توی آن میگذاشتند مواظب بودند که همیشه پر آب باشد هوای بهداشت ماهی های کوچولو را هم داشتند برای آنکه هیچوقت دل ماهی کوچولو نگیرد گاهگاه مهمانی های بزگ بر پا میکردند چون که گوشت ماهی شاد از ماهی دلگیر لذیذتر است برای ماهی ها مدرسه...
-
منتظر که باشیم ؟
جمعه 29 خردادماه سال 1388 20:03
۲۱ خرداد ۷۲ منتظر سردار سازندگی بودیم ۲ خرداد ۷۶ منتظر اصلاح طلبی وارسته بودیم ۱۸ خرداد ۸۰ منتظر گفتمان تمدنها بودیم ۲۷ خرداد ۸۴ منتظر اصولگرایی ساده زیست بودیم ۲۲ خرداد ۸۸ منتظر بت شکنی جسور یا موج سواری سبز پوش یا شیخی از جنس اصلاحات و یا دولتمداری فدرال بودیم تا به کی انتظار ؟؟؟
-
رحم کن ای نفس من (۳)
جمعه 29 خردادماه سال 1388 19:21
رحم کن ای نفس من تو زیبایی را بر من نمایاندی اما آن را نهان کردی تو و زیبایی در نور زندگی می کنید من و زشتی اما در تاریکی با هم هستیم چگونه نور و تاریکی یکی خواهند شد؟ خوشنودی تو با رسیدن آخرت آغاز می گردد. و تو اکنون در این انتظار شادمانی اما این تن در عین زنده بودن در رنج و عذاب است. این ای نفس من سرگردانی است. تو...
-
رحم کن ای نفس من (۲)
یکشنبه 24 خردادماه سال 1388 21:21
رحم کن ای نفس من تو مرا به عشقی وادار کردی که توان کشیدن آن را نتوانم تو و عشق قدرتی جدانشدنی هستید اما جسم و من ضعفی جدانشدنی چه جدال است بین قدرت و ضعف؟ رحم کن ای نفس من تو خوشبختی را از فراسوی اندیشه ام به من نشان دادی تو و خوشبختی بر فراز کوهی سترگ پایدارید بدبختی و من اما در نشیب دره ای تاریک وامانده ایم کی فراز...