-
پائولو کوئیلو پیامبر دیوانه من (۱)
جمعه 4 دیماه سال 1388 21:40
به زودی ...
-
ترانه های محبوب من ۲
جمعه 4 دیماه سال 1388 21:39
مرا ببوس مرا ببوس برای آخرین بار ترا خدا نگهدار که میروم بسوی سرنوشت بهار ما گذشته گذشته ها گذشته منم به جستجوی سرنوشت در میان توفان هم پیمان با قایقرانها گذشته از جان باید بگذشت از طوفانها به نیمه شبها دارم با یارم پیمانها که برفروزم آتشها در کوهستانها آه شب سیه سفر کنم ز تیره ره گذر کنم نگه کن ای گل من سرشک غم به...
-
در کنار چه کسی خوشبختیم ؟
جمعه 4 دیماه سال 1388 21:38
موضوع به این سادگی ها که فکر می کنیم نیست و این مسئله به تعریف ما از خوشبختی برمی گرده. معنی خوشبختی چیست؟ - سلامتی - ثروت - آرامش ... اگر به دنبال هر کدام از معانی خوشبختی باشیم باطبع در کتار کسی خوشبخت خواهیم بود که از آن مفهوم بیشتر عایدمان می کند. ولی اگر در فلسفه هایی اینچنین غرق نشویم و به خود رجوع کنیم در می...
-
ترانه های محبوب من (۱)
جمعه 4 دیماه سال 1388 21:38
سیمین بری گل پیکری آری از ماه و گل زیباتری آری همچون پری افسونگری آری دیوانه رویت منم چه خواهی دگر از من سرگشته رویت منم نداری خبر از من هر شب که مه بر آسمان گردد عیان دامن کشان گویم به او راز نهان که با من چه ها کردی به جانم جفا کردی هم جان و هم جانانه ای اما در دلبری افسانه ای اما اما ز من بیگانه ای اما آزرده ام...
-
درد دلی با صمیمی ترین دوست
جمعه 4 دیماه سال 1388 21:37
گناه من چه بود که در انحنای سرد زندگی خیره ماندم؟ به کدامین جرم این گونه در حال مجازات شدنم؟ شاید جرم من بیهوده متولد شدن بود. من بی دلیل زاده شدم. برای مردن زیستم. برای درد کشیدن اولین خنده بر لبانم نشست. گناه من سادگی چشمان رنگ باخته ام بود. مه آلودگی ژرفای تیره اشکهایم مرا مجرم دنیای تو ساخت گویا. در پیچ زمان...
-
عقل یا احساس ؟ مسئله این است.
جمعه 4 دیماه سال 1388 21:34
این موضوع منو یاده انشاء معروفی می اندازه که تقریباً همه ما در دوران دبستان و راهنمایی آن را نوشته ایم : علم بهتر است یا ثروت ؟ و آن گونه که یادم هست همه ما در یک تعارف اجتماعی که گویا تابویی سهمگین است که شکستن آن انسان را از دامنه اخلاق دور می کند گزینه علم را انتخاب می کردیم و معلم ساعتها در وصف برتری علم نسبت به...
-
مادری از جنس باران
جمعه 4 دیماه سال 1388 21:29
خوابیدی بدون لالایی و قصه بگیر آسوده بخواب بی درد و غصه دیگه کابوس زمستون نمی بینی توی خواب گلای حسرت نمی چینی دیگه خورشید چهرتو نمی سوزونه جای سیلی های باد روش نمی مونه دیگه بیدار نمیشی با نگرونی یا با تردید که بری یا که بمونی رفتی و آدمکا رو جا گذاشتی قانون جنگل و زیر پا گذاشتی اینجا قهرن سینه ها با مهربونی تو تو...
-
همسفر من
پنجشنبه 3 دیماه سال 1388 22:26
در این راه طولانی که ما بیخبریم و چون باد میگذرد بگذار خرده اختلافهایمان با هم باقی بماند خواهش میکنم! مخواه که یکی شویم، مطلقا مخواه که هر چه تو دوست داری، من همان را، به همان شدت دوست داشته باشم و هر چه من دوست دارم، به همان گونه مورد دوست داشتن تو نیز باشد مخواه که هر دو یک آواز را بپسندیم یک ساز را، یک کتاب...
-
دمی با گاندی
سهشنبه 1 دیماه سال 1388 21:05
از نظر گاندی هفت موردی که بدون هفت مورد دیگر خطرناک هستند: ۱- ثروت، بدون زحمت ۲- لذت، بدون وجدان ۳- دانش، بدون شخصیت ۴- تجارت، بدون اخلاق ۵- علم، بدون انسانیت ۶- عبادت، بدون ایثار ۷- سیاست، بدون شرافت
-
از کجا آورده اید ؟؟؟؟؟؟
سهشنبه 1 دیماه سال 1388 20:57
-
شرمتان باد ای خداوندانِ قدرت!
دوشنبه 30 آذرماه سال 1388 00:16
شرمتان باد ای خداوندانِ قدرت! شرمتان باد ای خداوندانِ قدرت! بسکنید بسکنید از این همه ظلم و قساوت بس کنید ای نگهبانانِ آزادی نگهدارانِ صلح ای جهان را لطفتان تا قعرِ دوزخ رهنمون سربِ داغ است اینکه میبارید بر دلهایِ مردم، سربِ داغ موجِ خون است اینکه میرانید بر آن، کشتییِ خودکامگی، موجِ خون گر نه کورید و نه کر...
-
داستانی در مورد عشق
جمعه 27 آذرماه سال 1388 01:36
زنی از خانه بیرون آمد و سه پیرمرد را با چهره های زیبا جلوی در دید به آنها گفت: « من شما را نمی شناسم ولی فکر می کنم گرسنه باشید، بفرمائید داخل تا چیزی برای خوردن به شما بدهم .آنها پرسیدند:« آیا شوهرتان خانه است؟ زن گفت: نه، او به دنبال کاری بیرون از خانه رفته.آنها گفتند: پس ما نمی توانیم وارد شویم منتظر می مانیم عصر...
-
دریا باش دلی
چهارشنبه 25 آذرماه سال 1388 21:55
روزی شاگرد یه راهب پیر هندو از او خواست که واسش یه درس بیاد موندی بده . راهب از شاگردش خواست کیسه نمک رو بیاره پیشش ، بعد یه مشت از اون نمک رو داخل لیوان نیمه پری ریخت و از او خواست اون آب رو سر بکشه . شاگرد فقط تونست یه جرعه کوچک از آب داخل لیوان رو بخوره ، اونم بزحمت . استاد پرسید : " مزه اش چطور بود ؟ "...
-
راه راست
چهارشنبه 25 آذرماه سال 1388 21:48
بد شانس ترین نسل تاریخ ایران ما هستیم : تو نوزادی شیر خشک نایاب شده بود… تو بچگی هم دوران جنگ بود… دوران تحصیل هم هر چی طرح بود رو ما امتحان کردن… نظام قدیم، نظام جدید، نظام خیلی جدید… رسیدیم دانشگاه سهمیه ها بیداد کردن… فارغ التحصیل شدیم به خاطر زیاد بودن جمعیت کار پیدا نشد… ماشین خریدیم بنزین سهمیه بندی شد بارالها!...
-
از سراپرده دل
چهارشنبه 25 آذرماه سال 1388 21:12
با هر چه عشق نام تو را می توان نوشت باهرچه رود نام تو را می توان سرود بیم از حصار نیست که هر قفل کهنه را با دستهای روشن تو می توان گشود
-
۳ جمله
چهارشنبه 25 آذرماه سال 1388 21:03
خوشبختی ما در سه جمله است تجربه از دیروز، استفاده از امروز، امید به فردا ولی ما با سه جمله دیگر زندگی مان را تباه می کنیم حسرت دیروز، اتلاف امروز، ترس از فردا
-
نقدی بر کتاب قانون
سهشنبه 24 آذرماه سال 1388 22:10
بالاخره فرصتی پیش آمد که بعد از مدتها به سینما برای دیدن فیلم برم و اینبار فیلمی رو انتخاب کردم که مراحل ساخت ،اخذ مجوز و نهایتاً پخش اون پر از حواشی بود. فیلم سینمایی «کتاب قانون» از این نظر که به ارزیابی رفتارهای فردی و اجتماعی ما ایرانیان و میزان انطباق آن با اسلام پرداخته و به عبارت دیگر، فاصله مسلمانی ما با...
-
فیلم های محبوب من (زندگی دوگانه ورونیک)
چهارشنبه 6 آبانماه سال 1388 22:59
ما نباید از احساساتمان خجالت بکشیم. فکر میکنم که احساسات ما تنها چیز مهمی هستند که ما داریم. همانطور که سنت پیتر قدیس در نوشتهاش میگوید: مهمترین چیز عشق است. تو شاید کلی پول داشته باشی، شاید همه چیز داشته باشی اما اگر عشق نداشته باشی، تهی و خالی هستی. من نمیخواهم از بابت عشقی...
-
فیلم های محبوب من (نقدی بر فیلم قرمز اثر کیشلوفسکی)
جمعه 1 آبانماه سال 1388 20:58
چقدر عذاب آورست پذیرفتن این واقعیت که هر هنرمندی بالاخره روزی ما را ترک می کند و از آن عذاب آورتر آنست که هنرمند زودتر از آنچه که حتی فکرش را می کنی ما را تنها بگذارد.این کاری بود که کریستف کیشلوفسکی کارگردان بزرگ لهستانی با ما کرد.علاقه ی خاصی به این کارگردان بزرگ و کارهایش دارم.چهره ی مظلوم و دوست داشتنی اش و مصاحبه...
-
فیلم های محبوب من (نقدی بر فیلم سفید اثر کیشلوفسکی)
سهشنبه 28 مهرماه سال 1388 20:38
فیلم ماجرای رابطه ی روبه زوال یک زن و شوهر است . دومینیک و کارول . دومینیک زنی زیبا رو اهل فرانسه است که از دادگاه تقاضای طلاق می کند. دلیلش عدم توانایی جنسی کارول است. کارول آرایشگری ست اهل لهستان. مهاجری در فرانسه . عاشق دومینیک است و نمی تواند باور دارد دومینیک دارد از او جدا می شود. کارول که از پله های دادگاه بالا...
-
راز بی اخلاقی
دوشنبه 27 مهرماه سال 1388 19:45
"راز ِبی اخلاقی ِمسلمانان" حکایت است شیخی از شاگردان خواجه نصیرالدین چنین روایت کند که: در بلاد مسلمانان هرروز خبرهای بسیار می رسید از دزدی و قتل و تجاوز که همه از جانب مسلمانان بود . روزی خواجه نصیرالدین مرا گفت: دانی از بهر چیست که جماعت مسلمان از هر جماعت دیگر بیشتر گنه می کنند با آنکه دین خود را بسیار...
-
فیلم های محبوب من (نقدی بر فیلم آبی اثر کیشلوفسکی ) قسمت آخر
دوشنبه 27 مهرماه سال 1388 19:27
لوسی(روسپی) لوسی فرشته نجات دهنده ژولی ازموقعیت بحرانی اش است.بعد از تصادف اواولین دوست ژولی است.در سکانس استخر – بعد ازاینکه گربه رابه جان موشها انداخت – لوسی درکناراستخرازژولی می پرسد: گریه کردی؟ تصویر فید سیاه می شود همراه با موسیقی اتحاد اروپا . درهرحال درانتهای این سکانس تصویری ازلوسی می بینیم که کاملا برژولی...
-
فیلم های محبوب من (نقدی بر فیلم آبی اثر کیشلوفسکی ) قسمت دوم
دوشنبه 27 مهرماه سال 1388 19:07
ل از بین بردن نشانه ها ژولی برای فراموش کردن یاد و خاطره دختر و شوهرش ،نشانه های آنها را هم از بین می برد.آخرین اثر شوهرش که ترانه ایست برای جشن اتحاد اروپا را نابود می کند ،آبنبات دخترش را بطرز وحشیانه ای می خورد و.... قاب زیبایی هنگام خوردن آبنبات بسته شده است.در جلوی تصویر ژولی و در بک گراند تصویر شعله های آتش...
-
فیلم های محبوب من (نقدی بر فیلم آبی اثر کیشلوفسکی ) قسمت اول
یکشنبه 26 مهرماه سال 1388 22:50
آبی فیلم عجیبی است با زبانی بسیار سینمایی. کیشلوفسکی تا توانسته موارد زائد را از فیلم حذف واز کمترین دیالوگ استفاده کرده تا هر چه بیشتر به زبان تصویر-سینمای واقعی-نزدیک شود. آبی یک فیلم ضد قصه است و پیش بینی اینکه چه اتفاقی قرار است بیافتد محال بنظر می رسد. تماشاگر فقط می تواند با شخصیت ها همراه شود و از داستانک هایی...
-
نوای زندگی من
شنبه 11 مهرماه سال 1388 16:09
من واژه ای هستم که صدای طبیعت آن را می گوید و تکرارش می کند من ستاره ای افتاده هستم از خیمه عرش نیلگون بر فرش سبز من فرزند ذراتی هستم که زمستان از آن بارور شد و بهار آن را به دنیا آورد من بر زانوی تابستان پرورش یافتم و در بستر پاییز به خواب رفتم به هنگام سپیده با نسیم یگانه می شوم تا آمدن نور را خبر دهد و شب هنگام به...
-
بهترین لحظات زندگی از نگاه چارلی چاپلین
جمعه 10 مهرماه سال 1388 17:11
To fall in love عاشق شدن To laugh until it hurts your stomach آنقدر بخندی که دلت درد بگیره To find mails by the thousands when you return from a vacation. بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری To go for a vacation to some pretty place. برای مسافرت به یک جای خوشگل بری To listen to your favorite song in...
-
فاصله ها
جمعه 10 مهرماه سال 1388 16:59
یکی بود، یکی نبود. آن یکی که وجود داشت ، چه کسی بود؟ همان خدا بود وغیر از خدا هیچکس نبود. این قصه را جدی بگیرید که غیر از خدا هیچ کس نیست . استادى از شاگردانش پرسید: چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد میزنیم؟ چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند میکنند و سر هم داد میکشند؟ شاگردان فکرى کردند و یکى از آنها گفت:...
-
سیبی از باغچه همسایه
دوشنبه 30 شهریورماه سال 1388 17:57
حمید مصدق خرداد 1343 تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب آلود به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز، سالهاست که در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم و من اندیشه کنان غرق در این پندارم...
-
جنبش سبز
دوشنبه 23 شهریورماه سال 1388 14:19
تفنگت را زمین بگذار که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کن ندارم جز زبانِ دل -دلی لبریزِ مهر تو - تو ای با دوستی دشمن . زبان آتش و آهن زبان خشم و خونریزی ست زبان قهر چنگیزی ست بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید ....
-
همسفر
یکشنبه 15 شهریورماه سال 1388 14:49
در این راه طولانی - که ما بی خبریم و چون باد می گذرد بگذار خرده اختلاف هایمان با هم باقی بماند خواهش می کنم ! مخواه که یکی شویم ، مطلقا یکی مخواه که هر چه تو دوست داری ، من همان را، به همان شدت دوست داشته باشم و هر چه من دوست دارم، به همان گونه مورد دوست داشتن تو نیز باشد مخواه که هر دو یک آواز را بپسندیم یک ساز را،...