گنبدهای فیروزه ای

Email : Soofastaei@entc.org.ir

گنبدهای فیروزه ای

Email : Soofastaei@entc.org.ir

با چشمانی کاملا بسته

 

دیشب برای هزارمین بار قسمتهایی از شاهکار سینمایی استنلی کوبریک رو دیدم با خودم فکر می کردم که اگر ما بخواهیم داستان حضرت یوسف(ع) را درست و صحیح به تصویر کشیم ،داستانی که در سویی زنی زیبا و سویی دیگر مردی خوش چهره و پیامبر الهی است و با کلام خدا همراه شویم و به عمق صحنه ها ، وسوسه ها و کشاکش های درون  شخصیت های  داستان برویم، با نگاه امروزین ما، چگونه می توان یک فیلم قوی ساخت که حق این داستان بس پر معنی ادا شود؟ در نگاهی که سخن از مسایل و رفتار های جنسی  خارج از نزاکت  و اخلاق است حتی در به کار گیری این واقعیت قوی و پر رنگ زندگی بشری برای  تبلیغ و بسط پاکی و مکارم اخلاقی ناتوانیم. گویی از خدا  خداتریم!!  اگر از کنار این داستان به راحتی نگذریم وسوسه جنسی بسیار اغواگر و نیرومند است.

سخن حضرت یوسف را در قرآن کریم بخوانیم: ای پروردگار من  مرا رنج زندان خوش تر از این کار زشتی است که زنان مرا بدان می خوانند و اگر حیله آنان را از من دفع نفرمایی به آنان میل کرده واز جاهلان گردم (یوسف ۳۳)

چه قدر جالب!!! خدایا این میل آن قدر قوی است که بی کمک تو نمی توانم بر آن فایق آیم!!

حال ماییم که این موضوع را از "اسرار مگو" می دانیم صحبت بر سرش را قبیح و زشت می شمریم!!! در حالی که طبق یک بررسی در بیش از ۷۰٪ طلاق ها "نارضایتی جنسی"   کرایتریای مهمی بوده است.

حال پس از ذکر مساله از همین نکته آخر به موضوع اصلی سخن خود بر می گردیم. درابتدای فیلم "با چشمان کاملا بسته" ما با ۲ چیز روبرو می شویم زن و شوهری زیبا با بازی "نیکل کیدمن و "تام کروز"  ثروتمند، با روابطی خوب ، صاحب دختری زیبا و از سویی دیگر موسیقی لطیف و بسیار دلنواز ابتدای فیلم. نزدیک سال نو مسیحی است و کلا همه چیز حاکی از خانواده ای خوشبخت است. هردو نفر برای میهمانی اشرافی آماده می گردند. بله در همه این صحنه ها  و دیگر صحنه ها عریانی  بازیگران وجود دارد. اما یادمان باشد فیلم می خواهد در چه مقوله ای سخن گوید ؟ اینجاست که سوالی بس بزرگ برای شخصیت های فیلم (در حقیقت برای ما)  بوجود می آید.

 هردو به میهمانی میروند ، از اینجا به بعد در ۳ "شب" متوالی برای شخصیت مرد فیلم و با نشانه های آشکار و پنهان برای زن  رویداد هایی پیش می آید که هر دو تا یک قدمی خیانت می روند ، وسوسه سکس با دیگری ، در اینجا قصد تعریف لحظه به لحظه فیلم را ندارم اما  زمینه هایی که برای چنین عملی برای آنها پیش می آید را بر می شمرم . در این رویداد های این ۳ "شب" تمامی احتما لات ممکن برای خروج از وفاداری سکسی زن و شوهر مطرح می شود، اما پیش از ذکر تیتر وار این حوادث به شب دوم لازم است اشاره ای کنم : در آن شب زن و شوهر پس از استعمال مواد مخدر  بر سر مساله ای به ظاهر ساده اما مهم آرام آرام در حالت بی اختیاری از افکارخود پرده بر می دارند.

زن می پرسه:

تو در مطبت اگه یک زن خوشگل بیاد و لخت بشه چه حسی داری؟

 مرد میگه:

هر بیماری فارغ از جنس و زیبایی برای من اول از همه مریض است و من اول به بیماری و بیمارم فکر می کنم

زن قبول نمی کنه، می خنده و میگه:

دروغ میگی ولی  نظرت درباره من چیه؟ از کجا میدونی من به تو خیانت نکردم یا نمی کنم؟

شوهرش میگه :

تو این کار رو نمی کنی؟

همسرش با ریسه میگه:

واقعا ، چرا این فکر رو می کنی؟

مرد جواب میده:

تو همه چیز داری، مادر بچه مونی

زنش میگه:

فکر می کنی این کافیه! پس بگذار برات یک داستانی را بگم

و شرح داستانی را میگه که در ماه عسلشون!! مرد ملوانی را در هتل دیده و چقدر آرزو می کرده در ازای همه عمرش"۱ شب" فقط "۱شب" در کنار اون مرد می خوابیده!!.....این قسمت از فیلم اگر چه مرد را منقلب می کنه اما در واقع طرح سوال برای ماست . چرا و  به چه دلیل ما باید به هم در زندگی زنا شویی وفادار بمانیم؟  از کجا می دانیم هستیم؟ در ذهن ما و دیگری چی میگذره؟

رویداد هایی که مرد در این ۳ شب از سر می گذراند را مرور می کنیم :

-         آشنایی با دخترانی مانکن در مهمانی اعیانی که می خواهند او را به اتاقی در ساختمان ببرند.

-         دیدار با دوست دختری قدیمی که از او در دومین شب( پس از مشاجره با همسرش) به سبب فوت پدرش  کمک می خواهد و در منزلش  خود را در آغوش مرد می اندازد.

-         آشنایی با زنی خیابانی و رفتن به منزل او

-         آشنایی با دختری دیگر در فروشگاه لباس که با لبخند و نگاه هایش می خواهد با او رابطه بر قرار کند

-         رفتن به محفلی به نام "دیر صهیون"  فرقه ای با عقایدی خاص که سکس را راهی برای رهایی تن و رسیدن به حال معنوی می داند(این همان فرقه ای است که در کتاب و فیلم کد داوینچی می خوانیم و می بینیم)

در تمام این لحظات مرد تا آستانه خیانت پیش می رود ولی حادثه ای اتفاقی برای او پیش می آید و منصرف می شود. سپس در  ادامه داستان فیلم ما هیت این روابط و خطراتش را  نشان می دهد. مثلا می بینیم :

-          یکی از دوستان اشرافی مرد در اتاقی از همان کاخ مجللی که اتفاقا مرد با دختران مانکن به سمت یکی از آنها می رفتند با ملکه زیبایی دچار مشکل می شود

-         زن خیابانی که آن شب با او بوده وتا مرز سکس پیش رفته مبتلا به ایدز شده است

-         دختر فروشگاه که پدرش در آن شب او را با کتک به خانه می فرستد !حال با رضایت پدر  و تقسیم عواید! به فحشا روی آورده است.

-         و دیری که ادعا های  معنوی داشت به کشتار و قتل در نهان می پردازد وتوجیه می کند: آنها نهایتا می مردند!!!

مرد خسته از تمامی این رویداد ها در "صبح"پس از  سومین شب به نزد همسرش بر می گردد و هنگامی که پریشان به  تختخوابشان می رود همسرش گریه کنان از خوابی که دیده می گوید: شبیه محفل فرقه ای که  مرد در شب سوم در آن بوده است. گویی زن هم قبلا آنجا بوده یا در خیال خویش چنین جایی را  تصور می نموده است. هر دو خسته از این رویداد ها در آغوش هم به گریه می افتند و اشک پشیمانی می ریزند. گویی به پاسخ سوال های خود رسیده اندودر  "روز" فردا که سال نو (نماد زندگی نو )است با  دختر خود به خرید عید می روند و  در آخر از رابطه زنا شویی خود با هم حرف می زنند.

این فیلم از " خانواده" شروع می شود و با "خانواده" تمام می گردد........طرح سوالات اساسی می کند......پاسخ "اخلاقی" خود را می دهد. یعنی در حد خویش رابطه جنسی را برای بیننده با دیدگاه خود  می شکافد و صریحا سکس در حیطه زناشویی را تبلیغ میکند. اما  در آخر پاسخی نمی دهد و جواب را به ذهن بیننده وا می گذارد.

 فیلم "با چشمان کاملا بسته" از ما می خواهد در رابطه جنسی با چشمانی "باز" نه "بسته" حرکت کنیم.

دیدن این فیلم را به کلیه دوستانم پیشنهاد می کنم.

نقدی بر شیطان پرستی (۵)

 موسیقی و شیطان پرستی  
 
آشنایی با متالیکا
در سال 1981 یک نوازنده درام به نام « ‌لارس الریچ » با انتشار یک آگهی فراخوان تشکیل یک گروه هوی متال را اعلام و پس از مدتی موفق به جذب افراد مختلفی می‌شود . فعالیت این گروه‌ها مانند سایر گروه های هوی متال به صورت غیرقانونی و زیرزمینی در ظاهر و در باطن با حمایت سازمان‌های جاسوسی ایالات متحده آمریکا با شعارهای اجتماعی و اعتراضی ادامه و گسترش می‌یابد . این گروه چند سال بعد پیشنهادهای Black metal را نیز ادامه داد و ضمن ارائه آثار مختلف زمینه را برای شکل‌گیری گروه های بعدی فراهم آورد . 
  
 
دلایل استفاده از موسیقی
الف - جاذبه های مجازی موسیقی متالیکا مانند ایجاد فضا برای روابط آزاد دختران پسران
ب - ارزان و قابل دسترسی بودن موسیقی با توجه به ارتقاء‌تجهیزات فنی تکثیر و توزیع
ج - کاهش سطح حساسیت یا حساسیت زدایی از طریق نفوذ به خانواده‌ها ،شرکت‌ها ،‌اتومبیل‌های شخصی ،رایانه‌های شخصی بالاخره گوشی‌های تلفن همراه
  

 ارزش‌های القایی متالیکا  

 متالیکا در حقیقت ضدارزش‌هایی را ارائه می‌نماید که شامل « بازگشت به تاریکی »(محور اصلی تفکرات شیطان‌پرستان ، بی‌رحمی و تجاوزات جنسی ، فحاشی ، هجوم و حمله به جامعه و فرهنگ عمومی آن) می‌باشد .خوانندگان این گروه بر روی صحنه و در کلیپ‌های خیابانی دست به خوردن و آشامیدن میوه‌های فاسد ، ‌ادرار ، مدفوع ، خون و مردار نموده و از کثیف‌ترین گروه‌های موسیقی جهان به حساب می‌آیند .همچنین گفتنی است متالیکا از هم‌جنس بازی نیز دفاع می‌نماید و آلبومی را در سالروز مرگ « ‌کوئین » ، همجنس‌باز بنام آمریکایی منتشر کرد .برخی آمارها حکایت از این امر دارد که تاکنون بیش از ده میلیون و دویست هزار کپی از آلبوم های این گروه « موسیقی شیطانی » به فروش رسیده است .     

نقدی بر شیطان پرستی (۴)

 نمادهای شیطان پرستی 

بررسی نمادهای متعلق به شیطان‌پرستی خط بسیارروشنی ازارتباط صهیونیسم و شیطانیسم به وضوح قابل مشاهده است در ذیل برخی از نمادها که به عنوان نگین انگشتر ، ‌گردنبند ، تصاویر بر روی دست‌بندها ، پیراهن ، شلوار ، کفش ،‌ ادکلن ، ساعت و ... درج شده و از جمله به ایران اسلامی نیز راه یافته است ، مورد بررسی و معرفی قرار می‌گیرد : 

اگر نوشته وسط نماد یعنی (Satanism) به معنای شیطان‌گرایی به همراه دایره حذف کنیم ، آن وقت یک ستاره پنج‌ضلعی بر جای می‌ماند که همان نشانه ستاره صبح یا پنتاگرام (pentagram) باقی می‌ماند 

 

این نیز همان پنتاگرام است،بافرق اینکه انواع آن گاه پنج‌ضلعی وارونه (snvertedpentagram ) یا دیو (Buphomet ) و به شکل در میان نمادهای شیطان‌پرستان به چشم می‌خورد .
 

برخی از شیطان‌گرایان محدوده جغرافیایی « تحت سلطه » این نماد و در واقع منطقه نفوذ شیطان‌گرایی را در نقشه ذیل توصیف می‌نمایند . (محدوده در ایسلند و اروپا)
 

یک سمبل با عنوان « شماره تلفن شیطان » توسط گروه‌های هوی متال وارد ایران اسلامی شده اما در حقیقت علامت انسان و نشانه جانور در میان شیطان‌پرستان تلقی می‌شود و براساس مکاشافات 13:18 « ... پس هر کس حکمت دارد عدد وحش را بشمارد ،زیرا که عدد انسان است و عددش 666 است . »  از سال‌ها پیش تاکنون این عدد با اشکال مختلف بر روی دیوارهای شهرهای بزرگ کشور مشاهده می‌شد 

 

صلیب وارونه (upside down cross ):این نمادوحکایت از« وارونه شدن مسیحیت دارد»وعمدتااستهزاوسخره گرفتن این دین است.صلیب وارونه درگردن بندهای بسیاری مشاهده شده وخواننده‌های راک انواع مختلف آنرا به همراه دارند  

 

نمادصلیب شکسته یا چرخ خورشید (swastika or sun wheelc) : چرخ خورشید یک نماد باستانی است که دربرخی فرهنگ‌های دینی همچون کتیبه‌های برجای مانده از بودایی‌ها و مقبره‌های سلتی و یونانی دیده شده‌است.لازم به توضیح است این علامت سال‌ها بعدتوسط هیتلر به کار رفت، لکن برخی باهدف به سخره گرفتن مسیحیت این سمبل را وارد شیطان‌پرستی کردند 

 

چشمی در حال نگاه به همه جا (All seeing Eye) : چشم در برخی نمادهای روشنفکری نیز به کار می‌رود . اما شیطان‌پرستی اعتقاد دارند چشم در بالای هرم « ‌چشم شیطان » است و « بر همه جا نظارت و اشراف دارد » .
 این علامت در پیشگویی ،‌ جادوگری ، نفرین‌گری و کنترل‌های مخصوص جادوگری مورد استفاده قرار می‌گیرد .گفتنی است این نماد بر روی دلار آمریکایی به کار رفته است 

 

این نمادها به انگلیسی (Ankh) انشاء‌می‌شود و سمبل شهوت‌رانی و باروری است .
 این نمادها به معنای روح شهوت زنان نیز تعبیر می‌شود . امروزه نماد « فمنیسم » در واقع یک نماد برداشت شده دقیقا از سمبل‌های شیطانی است 

 

ضدعدالت (Anti justice):باتوجه به اینکه تبررو به بالانمادعدالت درروم باستان به شمارمی آمده است شیطان‌پرستان تبررو به پایین را نمادضدعدالت درراه پیمودن مسیرتاریک انتخاب کرده‌اند 

 

سربز (Goat Head):بزشاخدار،‌بزمندس mendes (همان ba'al بعل خدای باروی مصر باستان) ، ‌بافومت ،خدای جادو ،scapegoat (بز طلیعه یا قربانی) این ازراه‌های شیطان‌پرستان برای مسخره کردن مسیح است گفته می‌شود که مسیح مانندبره‌‌ای برای گناهان بشر کشته شد . همانطور که در توضیح نمادهای اول اشاره شد ،‌این نماد تصویر کاملی است از بز قرار گرفته در نماد پنتاگرام  

 

هرج و مرج (Anarchy) : این نماد به معنی ازبین بردن تمام قوانین است و دلالت براین امر دارد که « هرچه تخریب کننده است تو انجام بده » که عمدتا مورد استفاده گروه‌های هوی‌متال است   

 

چشم شیطان (Aye of satan) :  این نماد نیز به معنای چشم « شیطان و نظارت و اقتدار » است و کمتر شناخته شده است . 

نقدی بر شیطان پرستی (۳)

 مناسک جنسی در فرقه کابالا  

مسئله دیگری که در فرقه کابالا حائز اهمیت است مناسک جنسی این فرقه است که از نیمه سده هجدهم و براساس آموزه‌های فردی به نام یعقوب بن یهودا لیب ، که با نام یاکوب فرانک (1719 ـ 1726) شهرت دارد ، ظهور کرد .یاکوب فرانک شاخه « فرانکسیت » فرقه کابالا را بر بنیاد میراث شاخه‌های متعلق به« شابتای زوی » و « ناتان غزه‌ای » بنا نهاد . وی که به یک خانواده ثروتمند تاجر و پیمانکار یهودی ساکن اوکراین تعلق داشت و همسرش نیز از یک خانواده ثروتمند تاجر بود به کابالا جذب شد ، کتاب « ظُهَر » (تصوف راز‌امیز کابالا به صورت یک نظام فکری و عملی سازمان‌سافته و منسجم درآمد و شکل نهایی یافت) را خواند و به عضویت شاخه شابتای‌زوی درآمد . در دسامبر 1755 فرانک از سوی سران فرقه دونمه برای تصدی ریاست این فرقه در لهستان به همراه دو خاخام راهی زادگاه خود شد . فرانک در راس فرقه شابتای در پودولیا قرار گرفت ولی کمی بعد ، در ژانویه 1756 کارش به رسوایی کشید .زمانی که فرانک و پیروانش در یک خانه در بسته مشغول اجرای مناسک جنسی مرسوم در فرقه شابتای بودند ، به علت باز شدن تصادفی پنجره‌ها ، مردم مطلع شدند و ... .
یکی از مواردی که توانسته از کابالا به شیطان‌پرستی راه یابد نماد « ‌پنتاگرام » یا ستاره پنج پر است . این نماد به مثابه ابزاری برای جادوگران کابالیست مورد استفاده قرار می‌گرفته .همچنین شنیدنی است که بخش عمده‌ای از بازیگران و خوانندگان محور جهان همچون « مدونا » کابالیست می‌باشند .« مدونا » سال 2005 رسما عضویتش را در گروه های کابالا اعلام کرد و نام یهودی« ‌استر » را بر خود نهاد .

نقطه دیگر اشتراک کابالا با شیطان‌پرستی دیدگاه جنسی این دوست که در هر دو  لذت جنسی در اولویت قرار دارد .بنیان‌گذاران کابالا همان افرادی هستند که سپس نهضتی ! را با عنوان « پرستش زنان » تشکیل دادند که می‌توان به صراحت آن را یک جریان شهوت‌محور خطاب کرد .برخی از کارشناسان بر این باورند که کابالیست‌ها ذائقه جنسی مردان و زنان را در سراسر عالم مورد دست‌خوش تغییر و تحول به سمت توحش قرار داده‌اند ، مانند تغییر جنسیت« مایکل جکسون » و ... . اگرچه ذکر سایر توضیحات مناسب این نوشتار ارزیابی نمی شود لکن یادآوری این نکته ضروری است که یهودیان و صهیونیست‌ها به شدت از سخن راندن در باب کابالا پرهیز دارند و امروز تنها یک کتاب فارسی در این خصوص قابل دسترسی بوده و در صفحات مقالات اینترنتی نیز تا دو سال قبل به جز « ‌کابالا شدن مدونا » خبری در دسترس عموم قرار نداشت .

نقدی بر شیطان پرستی (۲)

 تصوف یهودی (کابالا) 

کابالا یا قبالا یا همان تصوف یهودی آئینی است که به نوع خاصی از ریاضت های شیطانی یهودیت دلالت دارد .برابر نظریات کارشناسان ملل و نحل این فرقه تحت تاثیر عرفان و تصوف اسلامی در اثر هم‌نشینی مسلمانان آندلس با برخی از یهودیان تشکیل شده است .کابالا بخش رمز‌آلود و بسیار سری دین یهودی طی 500 سال اخیر محسوب شده و عمده تحولات جهان توسط کابالیست‌ها دنبال می‌شود .کریستف کلمب و همکارانش همگی کابالیست بودند و از فنون جادوگری کابلایی و منجمان آن در راه پیدا کردن قاره آمریکا بهره‌برداری نمودند . کابالا عمیقا بر برخی باورهای خرافی همچون جادوگری استوار است و رسماً برای آن تقدس قائل است و این عمده‌ترین نقطه اشتراک شیطان‌پرستی در گذشته و حال با شیطان‌پرستی است .هم‌اکنون اصطلاح کابالا وصف‌کننده تمرین آئین و دانش محرمانه یهود است . مهم‌ترین منابع و کتب کابالیستی که به عنوان ستون فقرات و پایه اصلی آئین کابالا درآمدند ، شامل مجموعه کتب عبری « بهیر » (به معنای کتاب روشنایی) و « هیچالوت » (به معنای کاخ‌ها) می‌شوند که به قرن اول میلادی بازمی‌گردند . نهایتاً در قرن سیزدهم میلادی کتاب « زوهار » نوشت شد که تفکر و شکل کنونی « آئین کابالا » را تشکیل داد .