گنبدهای فیروزه ای

Email : Soofastaei@entc.org.ir

گنبدهای فیروزه ای

Email : Soofastaei@entc.org.ir

هفتم آبان ماه روز گرامیداشت کوروش فرخنده باد

 

 

 

وصیت نامه ی کوروش 

به نام اهورا مزدا

 فرزندان من، دوستان من! من اکنون به پایان زندگی نزدیک گشته‌ام. من آن را با نشانه‌های آشکار دریافته‌ام.

 وقتی درگذشتم مرا خوشبخت بپندارید و کام من این است که این احساس در کردار و رفتار شما نمایانگر باشد، زیرا من به هنگام کودکی، جوانی و پیری بخت‌یار بوده‌ام. همیشه نیروی من افزون گشته است، آن چنان که هم امروز نیز احساس نمی‌کنم که از هنگام جوانی ناتوان‌ترم.

من دوستان را به خاطر نیکویی‌های خود خوشبخت و دشمنانم را فرمان‌بردار خویش دیده‌ام.

 زادگاه من بخش کوچکی از آسیا بود. من آنرا اکنون سربلند و بلندپایه باز می‌گذارم. اما از آنجا که از شکست در هراس بودم ، خود را از خودپسندی و غرور بر حذر داشتم. حتی در پیروزی های بزرگ خود ، پا از اعتدال بیرون ننهادم. در این هنگام که به سرای دیگر می‌گذرم، شما و میهنم را خوشبخت می‌بینم و از این رو می‌خواهم که آیندگان مرا مردی خوشبخت بدانند. مرگ چیزی است شبیه به خواب . در مرگ است که روح انسان به ابدیت می پیوندد و چون از قید و علایق آزاد می گردد به آتیه تسلط پیدا می کند و همیشه ناظر اعمال ما خواهد بود پس اگر چنین بود که من اندیشیدم به آنچه که گفتم عمل کنید و بدانید که من همیشه ناظر شما خواهم بود ، اما اگر این چنین نبود آنگاه ازخدای بزرگ بترسید که در بقای او هیچ تردیدی نیست و پیوسته شاهد و ناظر اعمال ماست...

 باید آشکارا جانشین خود را اعلام کنم تا پس از من پریشانی و نابسامانی روی ندهد.

 من شما هر دو فرزندانم را یکسان دوست می‌دارم ولی فرزند بزرگترم که آزموده‌تر است کشور را سامان خواهد داد.

 فرزندانم! من شما را از کودکی چنان پرورده‌ام که پیران را آزرم دارید و کوشش کنید تا جوان‌تران از شما آزرم بدارند.

 تو کمبوجیه، مپندار که عصای زرین پادشاهی، تخت و تاجت را نگاه خواهد داشت. دوستان یک رنگ برای پادشاه عصای مطمئن‌تری هستند.

 همواره حامی کیش یزدان پرستی باش، اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا از هر کیشی که میل دارد پیروی کند .

 هر کس باید برای خویشتن دوستان یک دل فراهم آورد و این دوستان را جز به نیکوکاری به دست نتوان آورد.

 از کژی و ناروایی بترسید .اگر اعمال شما پاک و منطبق بر عدالت بود قدرت شما رونق خواهد یافت ، ولی اگر ظلم و ستم روا دارید و در اجرای عدالت تسامح ورزید ، دیری نمی انجامد که ارزش شما در نظر دیگران از بین خواهد رفت و خوار و ذلیل و زبون خواهید شد . من عمر خود را در یاری به مردم سپری کردم . نیکی به دیگران در من خوشدلی و آسایش فراهم می ساخت و از همه شادی های عالم برایم لذت بخش تر بود.

 به نام خدا و نیاکان درگذشته‌ی ما، ای فرزندان اگر می خواهید مرا شاد کنید نسبت به یکدیگر آزرم بدارید.

 پیکر بی‌جان مرا هنگامی که دیگر در این گیتی نیستم در میان سیم و زر مگذارید و هر چه زودتر آن را به خاک باز دهید. چه بهتر از این که انسان به خاک که این‌همه چیزهای نغز و زیبا می‌پرورد آمیخته گردد.

 من همواره مردم را دوست داشته‌ام و اکنون نیز شادمان خواهم بود که با خاکی که به مردمان نعمت می‌بخشد آمیخته گردم.

 هم‌اکنون درمی یابم که جان از پیکرم می‌گسلد ... اگر از میان شما کسی می‌خواهد دست مرا بگیرد یا به چشمانم بنگرد، تا هنوز جان دارم نزدیک شود و هنگامی که روی خود را پوشاندم، از شما خواستارم که پیکرم را کسی نبیند، حتی شما فرزندانم. پس از مرگ بدنم را مومیای نکنید و در طلا و زیور آلات و یا امثال آن نپوشانید . زودتر آنرا در آغوش خاک پاک ایران قرار دهید تا ذره ذره های بدنم خاک ایران را تشکیل دهد . چه افتخاری برای انسان بالاتراز اینکه بدنش در خاکی مثل ایران دفن شود.

 از همه پارسیان و هم‌ پیمانان بخواهید تا بر آرامگاه من حاضر گردند و مرا از اینکه دیگر از هیچگونه بدی رنج نخواهم برد شادباش گویند.

 به واپسین پند من گوش فرا دارید. اگر می‌خواهید دشمنان خود را تنبیه کنید، به دوستان خود نیکی کنید

جشن هالویین (به مناسبت ۳۱ اکتبر )

 

هالوین (هالووین) یکی از جشنهای سنتی مغرب زمین است که مراسم آن هر سال در شب 31 اکتبر برگزار می‌شود. پوشیدن لباس های مبدل، عجیب و غیر مرسوم از ویژگیهای این جشن است که اکنون در کشورهای بسیاری رواج یافته است. نماد هالوین یک کدوتنبل توخالی است که برای آن دهان و چشم درآورده و با روشن کردن شمع، جلوه ای ترسناک به آن می‌دهند. تصاویری از این جشن را  می‌بینید.

 
 
 
جشن هالوین شبی سراسر از خنده و شوخی است که مهاجران ایرلندی و اسکاتلندی آن را در سده نوزدهم با خود به قاره امریکا بردند و پس از آن، این جشن به سایر کشورها سرایت کرد. تصویر: نمایش دو اسکلت در «زوکالو» مکزیکو سیتی پایتخت مکزیک. جشن هالوین در کشورهایی مانند مکزیک و برزیل سابقه ای دیرینه دارد.
 
 
می‌گویند تاریخ جشن هالوین به بیش از دو هزار سال پیش بازمی‌گردد. این کلمه با زبان ایرلندی به معنای «شب مقدس» است و آداب آن ریشه در رسوم سلتیک (ساکنان اولیه جزایر انگلیس) دارد. تصویر: یک شرکت کننده در مسابقه جشن هالوین در یک پارک تفریحی در مانیل پایتخت فیلیپین خود را به شکل یک مومیایی درآورده است. 
 
 
عده ای دیگر معتقدند جشن هالوین از قرن نهم میلادی به بعد رواج یافته است. مسیحیان در این روز که مطابق با اول نوامبر است، به افتخار تمام قدیسین جشنی برپا می‌کنند که روز همه مقدسین نام دارد و هالووین، شب قبل این جشن است، اما اینک دیگران نیز به مسیحیان پیوسته اند. تصویر: شماری از شرکت کنندگان در جشن هالوین در محله لان کوایی فونگ واقع در هنگ کنگ چین. 
 
 
رسوم این شب، تاریخچه ای بسیار دور دارد. راهبان سلت در دو هزار سال پیش جشنواره ای را پایه گذاری کردند که سمهین نام داشت. آنان اعتقاد داشتند که در این شب دروازه بین دو دنیا گشوده می‌شود و خدای جهان مردگان همراه با ارواح، اجنه و دیوها به روی زمین می‌آید. تصویر: یک فیلیپینی از قبیله ایبالوت از پیکرهای افراد مرده آن در کاباین بنگت در شمال مانیل نگهداری می‌کند. 
 
 
مردم سلت در این شب لباسهایی از پوست حیوانات می‌پوشیدند و سر آنها را هم مانند کلاه خودی بر سر می‌گذاشتند تا از ارواح خبیث پنهان شوند و با کوبیدن بر طبل و اشیایی مانند دیگ و بشقابهای فلزی، صداهایی ایجاد می‌کردند تا اجنه و دیوها را فراری دهند. در این میان راهبان آتشی می‌افروختند و قربانی می‌کردند تا به این طریق، ارواح آرام گیرند. تصویر: دو فرد با لباس مبدل در برابر مقر بورس نیویورک.
 
 
امروزه رنگهای محبوب هالووین یعنی نارنجی و سیاه، نشانه ای از رنگ آتش راهبان در آسمان تیره شب است. پوشیدن لباس مبدل هم، از پوشیدن پوست حیوانات به لباسهایی مانند جادوگران، هیولاها، شخصیتهای مشهور و هر چه تصور کنید، درآمده است. این جشن حتی به موضوعات روز جامعه و سیاسی نیز کشیده شده است. تصویر: عروسک سارا پالین نامزد جمهوریخواهان برای معاونت رییس جمهوری امریکا از یک ساختمان به دار آویخته شده در حالی که سناتور جان مک کین نامزد ریاست جمهوری این حزب از شومینه یک اقامتگاه خصوصی در وست هالیوود کالیفرنیا خارج می‌شود. 
 
 
شماری از کارشناسان بر این باورند که جشنواره روز برداشت محصول رومیان که از قرن اول میلادی آغاز شد، به خصوص جشنی که در ستایش پومونا یعنی الهه میوه جات برگزار می‌شد، بر جشن هالووین تاثیر فراوانی گذاشته است. تصویر: کدو تنبلهای تزیین شده و آغشته به عسل و میوه های خشک بخشی از جشن هالوین در پارک «لورو» جزیره تنه ریفه اسپانیا واقع در جزایر قناری است، جایی که خرسهای دو انگشتی به اینگونه کدوها علاقه بسیار دارند.
 
 
کدوهای نارنجی رنگی که به اشکال مختلف بریده می‌شوند و با شمعی در داخلشان ، به عنوان فانوس های شب هالوین در همه جا دیده می‌شوند، جک فانوسی نام داشته و پیشینه ای سلتی دارند. تصویر: سه راسوی دم بلند در باغ وحش هاگن بک هامبورگ آلمان با یک کدوی هالوین بازی می‌کنند. 
 
 
در قرون وسطا، ترس فراوانی از جادوگران وجود داشت، به خصوص که مردم اعتقاد داشتند جادوگران می‌توانند با جاروهای پرنده خود به همه جا بروند و با ارواح خبیث ملاقات کنند. عده ای هم گربه سیاه را جادوگری می‌دانستند که تغییر شکل داده یا حتی مرده ای است که به زندگی بازگشته است. تصویر: یک جادوگر در ساختمان وزارت امور خارجه بولیوی در لاپاز ، اعتقادات بومیان سرخپوست آن را پاس می‌دارد. 
 
 
هالوین سالها است که به یک منبع درآمدزا برای بسیاری درآمده است. از سال 1950 تا کنون، همه ساله گروهی از جوانان در فیلادلفیا، با جعبه های تزئین شده به در خانه ها می‌روند تا کمکهای مالی مردم را جمع آوری کرده و برای یونیسف ارسال کنند. در همین راستا، دنیای سرمایه داری نیز به ترویج این جشن به عنوان یک منبع مهم کسب درآمد و سود و تقویت مصرف گرایی پرداخته است چرا که بر اساس آمار، مردم امریکا و دیگر کشورهای غربی سالانه رقمی‌بیش از چهار میلیارد دلار برای هالوین خرج می‌کنند. تصویر: آرسنیت جاتسنیوک رییس پارلمان اوکراین یک کدو تنبل هالوین را از دست یک نماینده در جریان نشست علنی مجلس در کیف پایتخت این کشور دریافت می‌کند. موضوع نشست پارلمان بررسی پیامدهای بحران اقتصادی غرب بر اوکراین بود.  

شهر و دیار ما

 

من در شهری زندگی می کنم که یکی از معروف ترین سمفونی های موزارت را روی دنده عقب وانت می گذارند!

شهری که در متن یک موسیقی جیغ می زنند و آتوتیون می کنند و مجاز می شوند که بفروشند و مردم گوش می دهند و لذت می برند !

شهری که روانشناس هایش همه از همسرانشان طلاق گرفته اند !

شهری که هنوز پیکان 56 را ترجیح می دهند .

شهری که در جدول های روزنامه ها و مجله ها سوال این است : بی دینی )7 حرفی( و جواب می شود : سکولاری!

شهری که می گویند مسلمان ساز و مسلمان دار است اما با هر نفس تهمت می زنند و غیبت می کنند و به قولی گوشت برادر مرده خود را با ولع می خورند .

شهری که نظامی اش شهردار می شود !مهندس برقش تاکسی دارد !وزیر امور خارجه اش انگلیسی را با لهجه لری حرف می زند !

آدمها از دیدن پلیس می ترسند !

شهری که دل به دست آوردن سخت است و دل شکستن هنر می باشد !

شهری که در دانشگاهش فقط این را یادت می دهند که چگونه با حراست نرم صحبت کنی تا خوشش بیاید!

شهری که ملت رسانه ای دارد اما رسانه ملی ندارد شهری که زبانش "پارسی"است اما می گویند "فارسی" چون زبان عربها "پ" ندارد !

شهری که من دوست دارم هوای تو را داشته باشم ، و تو هوای من را ، اما نه به معنی حمایت! به این معنی که هیچ کدام نمی خواهیم در هوای خودمان نفس بکشیم .

شهری که عبدالمالک ریگی را از هوا پایین می کشند اما دزدان چند مجسمه را نمی توانند پیدا کنند !

شهری که مرگ حق است و حق گرفتنی!

شهری که برنده یعنی کسی که کمتر از بقیه می بازد !

شهری که کف اتوبانش دست انداز دارد !

شهری که همه فکر می کنند فقط خودشان می فهمند !

شهری که مرگ بر آمریکا می گویند ولی آرزویشان این است که آمریکا را حداقل یک بار ببینند !

شهری که همه مشکل را در کس دیگر می جویند !

شهری که هنوز نفهمیدم من در آن به دنیا آمدم یا در آن مردم !

من اینجا بس دلم تنگ است      

و هر سازی که می بینم بد آهنگ است  

بیا ره توشه برداریم 

 قدم در راه بی‌برگشت بگذاریم  

ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است ؟