ماه کامل است
من تنها،
میدانم که چشمانت زیر نور ماه خواهد درخشید...
من از تکرار واژه ی دلتنگی خسته ام
من از حروف فاصله بیزارم
من از باد که بوی گیسوانت رانمی آورد دلخورم،
من از هر واژه که نام توبرآن نباشد گریزانم...
بیا که،
بغض کودکانه ام آغوش تو را کم دارد...
عشق رو با تک تک نفس هام احساس میکنم ... قلبم پر تپش تر از همیشه شاید !!
به آینده امیدوار است و نگران روز هایی است که بی تو و دور از تو ... کیست آن
مهربان بی همتایی که نبض زندگی ام در دستانش است ...
و در پی یافتن بهانه ای هستم که با تو بگویم ... تمام آنچه در پس این کلمات پنهان
میکنم تا مبادا تو را بیازارم ..
و در تمام روز های بی کسی و تنهایی برایت مینویسم تا بدانی که راست میگویم !!
تو تنها دلیل زنده بودنی ... با هر دلیل و مدرکی که تو بخواهی ...
روزهایی که بی تو میگذرد ... گرچه با یاد توست ثانیه هاش ... آرزو باز میکشد فریاد ... در کنار تو میگذشت ای کاش ...
|

نسیم ملایم مهربانیت
روح بی تابم را نوازش می دهد
با تو پنهانی ترین عمق وجودم
نورباران می شود
باران رحمت بودنت
ترس از با خود بودن را می شوید
کویر هستی ام را آبیاری می کند
و نغمه عشق را بر لبانم جاری می سازد
چه زیباست با تو بودن چه زیباست زندگی را با تو پرواز کردن
چه زیباست شوق هستی را با تو سر دادن
و چون مرغ خوش آهنگی بر شاخه لرزان حیات آشیان ساختن چه زیباست هستی را از نگاه تو دیدن
و چون نیایش از لبان تو جاری شدن
در موسیقی آب با تو نواختن در چشمه با تو جوشیدن ترس ها را شستن
در پی محو نقش ها و بی رنگی رنگ ها رفتن
و زندگی را چون شعری نو دوباره سرودن