گفتم که نیستی تنهایم اما نه به تنهایی تو
گفتم که هستی عاشقم اما نه به مجنونی تو
گفتم وقتی می روی نگرانم برای تو
گفتم اگر نیایی گریانم برای تو
گفتم اگر بیایی می مانم به پای تو
گفتم اگر بمانی می خوانم برای تو
گفتم که به یاد بسپارد قلب سخت تو
وقتی که با من است میمیرم برای تو
گفتم اگر می روی برو ای نازنین
چون که دیگر نمی مانم به پای تو
گفتم که این را خوب بدانی
وقتی که رفتی هیچ نگفتم برای تو
هر چه زیباست مرا یاد تو می اندازد
آنچه بیناست مرا یاد تو می اندازد
تو که نزدیکتر از من به منی می دانی
دل که شیداست مرا یاد تو می اندازد
هر زمان نغمه ی عشقی است که من میشنوم
از تو گویاست مرا یاد تو می اندازد
دیگران هر چه بخواهند بگویند...که عشق
بی کم و کاست مرا یاد تو می اندازد
ساعتی نیست فراموش کنم یاد تو را
غم که با ماست مرا یاد تو می اندازد

آدمـک آخــرِ دنیــاست ، بخند ...
آدمـک مـرگ هـمین جاست ، بخند ...
آن خـدایی که بـزرگش خوانـدی مثـل تـو تنهـاست ، بخند ...
دستخطی کـه تـو را عاشـق کرد شوخـی کاغــذی ماسـت ، بخند ...
فکر کن درد تـو ارزشـمند است فکر کن گریـه چـه زیباست ، بخند ...
صبحِ فردا به شبت نیست که نیست , تـازه انگار کـه فـرداسـت ، بخند ...
راستـی آنچـه بـه یــادت دادیم پر زدن نیست کـه درجاسـت ، بخند ...
آدمــک نغمــه ی آغــاز نخوان آخــر دنیـاست ، بخند ...